محمد موسوى بجنوردى

67

مقالات اصولى ( فارسى )

فصل پنجم گفتارى دربارهء اجزاء طرح مسئله . مسئلهء « اجزاء » از مباحث پربار اصولى و داراى آثار و نتايج فراوان در فروعات فقهى است . طرح مسئله بدين گونه است : آيا به انجام رساندن « مأمور به » ، با تمامى شرايط و اجزايى كه در آن اعتبار شده است ، مقتضى اجزاء و ساقط شدن امر مولا هست يا نه ؟ بدين معنى كه آيا نفس انجام مأمور به ، به اين‌گونه ، اقتضاى آن را ندارد كه بار ديگر نخواهيم همان مأمور به با عنوان « ادا » يا « قضا » به انجام برسد ؟ بايد دانست كه متعلق امر قهرا با آنچه در خارج انجام مىيابد منطبق است ، و اين انطباق عقلا باعث سقوط امر به مأمور به خواهد بود . زيرا اگر اين انطباق مسقط امر نباشد ، اجزاى ديگر امر نيز همين وضع را خواهند داشت ، چون حكم امثال در موارد جواز و عدم جواز يكى است . اما زمانى كه امر ساقط گردد ، موجبى براى ايجاد ثانى آن نيست ، از آن رو كه لازمهء اين بيان طلب حاصل مىباشد و تحصيل حاصل محال است . در ضمن ، توجه به اين نكته بجاست كه منظور از « اقتضا » ، در اين بحث ، عليت و تأثير است ، يعنى به انجام رساندن مأمور به موجب سقوط تكليف شرعى هم به‌عنوان ادا و هم به عنوان قضا است . در اين بررسى ، ابتدا به سه مطلب مىپردازيم :